لا حول و لا قوه الا بالعشق

لا حول و لا قوه الا بالعشق

بسم الله

ن و القم و ما یسطرون.
.
.
قصد از نوشتن آرامش است..
.
جایی برای نوع دیگری از بودنم.

***حبـــــُّ الـحُســــــــــــــین***

محبوب ترین مطالب

قصه این است چه اندازه کبوتر باشی...

شنبه, ۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۴۰ ق.ظ

اینهمه بلا از جون و از مال مون گذشت، برای اینکه یادم بیاری نگاه می کنی مون. مستقیم. بی واسطه. با محبت. اما قدر هیچکدووم ندونستم. فقط ناشکری کردم. چشم.زخم و بلا بخاطر گناه هامو نشونم دادی که چجوری بهمون رحم کردی بعد اینهمه نا شکری و چشم.... اما من فقط این پایین چشم بستم به رحیم بودنت. به بلیط توی دستمون. به طلبیده شدنمون... 

یه جوری با آدم تا می کنی که هیچ جوره نتونم شکر مولا بودنتو به جا بیارم...

.

تا چند ساعت دیگه با خودم میگم، نگاهم رو برو ی تو بلا تکلیف می ماند، که از لبخند لبریز که از گریه...فراوانم....

.

الهی الحمدلله... 

  • زهرا سادات

نظرات  (۱)

  • د‌ل‌باخته ..
  • نوش روح
    التماس دعا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی